فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
293
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
به ديدار سفير آمدند تا وى را از خبرهاى خوب آگاه كنند . نامهء شاه را به او نشان دادند و گزارشى از جريان جنگ را به اطلاع وى رسانيدند . اما به زودى از عيارى و مكر آنان آگاه شديم و معلوم شد كه شكست عثمانيها آن اندازه كه آنها جلوه داده بودند بزرگ نبود . نامهء شاه حاكى از آن بود كه عدهء زيادى سرباز عثمانى كشته شده و بسيارى از پاشاها به اسارت درآمدهاند . در صورتى كه اگر همهء سپاه عثمانى هم در يك جنگ منظم دچار هزيمت و شكست مىگرديد امكان نداشت آنهمه صاحب منصب ارشد اسير شود . سفير از اين اخبار بسيار اظهار مسرت كرد و تعارفات لازم را در قبال اين پيروزى معمول داشت و با اينكه ديگر اميدى به حل مسألهء هرمز نداشت و كمتر علتى مىتوانست سبب خوشحالى وى از پيروزى شاه ايران باشد و مطمئن بود كه شاه اگر از اينسو دشمنى نداشته باشد سپاهيانش را متوجه پرتغاليها خواهد كرد ، وعده داد كه خبر پيروزى را به اطلاع پادشاه متبوعش برساند . پس از رسيدن نامهء شاه ، حكام شهر تمام هم خود را مصروف پخش اخبار اين پيروزى كردند . اما سفير و همراهانش از طريق اخبارى كه از خوان تا ده - شخصى كه اردوى شاه را از قزوين تا اردبيل همراهى كرده بود - بدست آوردند از حقايق امر آگاه شدند و بخصوص سفير بر اثر گزارشى كه چند روز بعد امامقلى خان سلطان شيراز ، كه خود شاهد وقايع بود ، به وى داد از چند و چون وقايع آگاه شد . اين شخص با سادگى و صداقت تمام ما را از حوادث جنگ آگاه كرد و ماحصل سخنان وى اين بود كه شاه بر اثر فشار ، و از بيم سپاه عثمانى ، نه تنها دستور خراب كردن ديوارهاى تبريز را كه در دوران جنگ با عثمانيها خودبخود ويران شده بود ، صادر كرده بود بلكه دژ بسيار استوارى را كه خود در تبريز ساخته بود ويران كرده دستور خراب كردن همهء آباديهاى بين تبريز و اردبيل را نيز داده بود و حتى تصميم داشت اردبيل را كه مرقد شيخ حيدر ، پدر صوفى بزرگ شاه اسماعيل ، و گورگاه بسيارى از اولاد و احفاد اوست و شهرى مقدس به حساب مىآيد ، ويران كند . به گفتهء